محمد باقر ملكيان

100

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

جهاتى است كه قدرت بشرى متعلق به آن نمىشود ، و جز خداى تعالى كسى نمىتواند آن جهات را در كلام خود بگنجاند ، و به همين جهت كلام در آن آيات به‌طور مطلق آمده است ، ولى در آيه مورد بحث به قرينه اين‌كه به دنبالش جمله فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ آمده دلالت دارد بر اين‌كه تحدى در آن ، به اين جهت است كه قرآن متضمن علمى است كه آن علم مختص به خداى تعالى است ، و غير از خداى تعالى كسى راهى به آن علم ندارد ، و اين خصيصه ذاتا چيزى نيست كه بتوان احتمال افتراء در آن داد ، يعنى ذاتا افتراءپذير نيست ، و بنا بر اين گويا فرموده : اين قرآن ذاتا طورى است كه افتراءپذير نيست ، ممكن نيست كسى آن را خود ساخته و به دروغ به خدا نسبت داده باشد ، براى اين‌كه متضمن امورى از علم الهى است كه غير خداى تعالى كسى به آن راه ندارد ، و اگر در اين معنا شك داريد ده سوره مثل آن بياوريد و به خدا افتراء بزنيد ، و در اين كار به هركس دست يافتيد از او كمك بگيريد ، و اگر نتوانستيد بدانيد كه پس اين قرآن به علم مخصوص خدا نازل شده است . 2 . معناى تحدى به مثل در آنجا كه فرمود : بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ و يا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ و يا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ و يا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ چيست ؟ وجه ظاهر در آن ، اين است كه وقتى كلامى به ادعاى مدعىاش آيت و معجزه باشد ، اگر كسى بتواند مثل آن را بياورد ، توانسته است ادعاى آن مدعى را باطل كند و در ابطال آن به بيش از آوردن مثل آن نيازى ندارد ، و لازم نيست كه كلامى بهتر از آن از حيث صفات و خواص بياورد .